و هنگامی که او قدم برداشت، تنها یک قدم دورتر...تمام جهان فرو ریخت، زیر آوار، این صدای خسته ی من است که مرگ را فرا می خواند اما حتی اینجا هم به جای فرشته ی مرگ سگ ها مرا می یابند.
این چگونه تقدیریست؟
این چگونه تقدیریست؟
sometimes there is nothing to say